تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال (به انگلیسی: Technical Analysis) روشی برای پیش‌بینی قیمت‌ها در بازار از طریق مطالعه وضعیت گذشته بازار است. در این تحلیل از طریق بررسی تغییرات و نوسان‌های قیمت‌ها و حجم معاملات و عرضه و تقاضا می‌توان وضعیت قیمت‌ها در آینده را پیش‌بینی کرد. این روش تحلیل در بازار ارزهای خارجی، بازارهای بورس اوراق بهادار و بازار طلا و دیگر فلزات گران‌بها کاربرد گسترده‌ای دارد. تحلیلگران تکنیکال ارزش ذاتی اوراق بهادار را اندازه‌گیری نمی‌کنند، در عوض از نمودارها و ابزارهای دیگر برای شناسایی الگوهایی که می‌تواند فعالیت آتی سهم را پیش‌بینی کند، بهره می‌جویند.

منبع: ویکی پدیا

تحلیل تکنیکال با آزمون قیمت‌های گذشته و حجم مبادلات حرکت‌های آینده، قیمت را پیش‌بینی می‌کند.

اساس این تحلیل‌ها بر استفاده از نمودار و رابطه‌های ریاضی و هندسی متمرکز است تا بدین گونه روندهای کوچک و بزرگ بدست آید.

در این راستا فرصت‌های خرید یا فروش از راه برآورد محدوده نوسانات بازار مشخص می‌شود.

آیا گذشته می تواند برای پیش بینی آینده مورد استفاده قرار بگیرد؟

  • روش های پیش بینی، از پیش بینی وضع آب و هوا گرفته تا تحلیل های بنیادی، کاملا مبتنی بر اطلاعات گذشته می باشد.
  • علم احتمال براساس پیش بینی بنا نهاده شده است.
  • بیشتر اعمال ما براساس تجربیات گذشته ما از آن عمل قابل پیش بینی است.
  • نمودار قیمتها افکار عمومی است که براساس اصول روانشناسی عمومی که قابل پیش بینی است بنا نهاده شده است.

رفتارهای بازار شامل سه اصل اولیه است: قیمت، زمان و حجم

فلسفه تحلیل تکنیکال:

  1. همه چیز در قیمت لحاظ شده است. یعنی همه عوامل سیاسی، اقتصادی و…در قیمت لحاظ شده است. تغییرات قیمت، تابعی از عرضه و تقاضاست. اگر تقاضا بیشتر از عرضه باشد قیمت صعودی می شود و اگر عرضه برتقاضا پیشی گیرد قیمت کاهش می یابد. این تغییرات اساس تمام پیش بینی های اقتصادی و بنیادی است.
  2. قیمت ها براساس روند حرکت می کند: هدف از ترسیم نمودار قیمت، شناسایی روند و پیش بینی جهت حرکت این روند است.
  3. تاریخ تکرار می شود، آینده چیزی نیست جز گذشته.

تاریخچه تحلیل تکنیکال

چارلز داو

نظریات داو از ۲۵۵ سرمقاله ای که برای وال استریت ژورنال نوشته، استخراج شده است. چارلز داو، موسس وال استریت ژورنال و بنیانگذار داوجونز است. پس از مرگ او، با جمع آوری مقالاتش نظریه داو شکل گرفت. نظریه داو ۶ اصل اساسی دارد که توسط نلسن، رابرت، رها و همیلتون آن را بصورت امروزی اصلاح کردند.

داو دریافته بود که میانگین قیمت پایانی سهام می تواند مبنای خوبی برای تشخیص وضعیت اقتصادی کشور باشد. در سوم ژوئن ۱۸۸۴ نخستین میانگین یا شاخص بازار سرمایه که از میانگین قیمت نهایی ۱۱ شرکت بدست آمده بود توسط داو منتشر شد.

نظریات داو تقریبا به عنوان اصول پایه ای تحلیل تکنیکال استفاده می شود.

پنج اصل اساسی نظریه داو:

  1. همه چیز در میانگین ها (شاخص ها) لحاظ می شود.
  2. بازار سه نوع روند دارد: روند صعودی (گاوی)، روند نزولی (خرسی)، روند خنثی (Side یا Range)
  3. شاخص ها باید یکدیگر را تایید کنند.
  4. حجم معاملات باید روند را تایید کند.
  5. روندها تا زمانی که اخطارهای قطعی، جهت پایان آنها وجود نداشته باشد معتبرند.
charles dow

ترسیم نمودار

نمودارها از دو بعد قیمت و زمان تشکیل شده اند. خط افقی نشان دهنده بعد زمان و خط عمودی نشان دهنده بعد قیمت است.

برای رسم نمودار معمولا از نمودار شمعی ژاپنی (Candle Stick) استفاده می شود. همانطور که در تصویر روبرو مشاهده می کنید نمودار شمعی شامل تعدادی کندل (اشکالی که یک بدنه رنگی و یک خط در بالا و پایین دارد) می باشد.

تغییرات قیمت در بازه زمانی:

بازه زمانی می تواند دقیقه، ساعت، روز، هفته، ماه و… باشد. در هر بازه چهار قیمت اهمیت ویژه دارد:

Open: قیمت اولین معامله در طول یک بازه

High: بالاترین قیمت در طول بازه

Low: پایین ترین قیمت در طول بازه

Close: آخرین قیمت در طول بازه

candle stick chart

ترسیم کندل:

برای رسم کندل (شمع) از چهار قیمت  Open, High, Low, Close استفاده می شود که به اختصار آن را OHLC می نامند.

درصورتی که اولین قیمت (open) بزرگتر از آخرین قیمت (Close) باشد، قیمت صعودی است و کندل سبز رنگ (کندل گاوی) و درصورتی که کوچکتر باشد قیمت نزولی و کندل قرمز رنگ (کندل خرسی) ترسیم می شود.

به قسمت رنگی کندل، بدنه اصلی و به خطوط بالا و پایین آن سایه بالا و سایه پایین می گویند. برای ژاپنی ها مهمترین قسمت یک شمع بدنه اصلی است و سایه ها به عنوان یک فاکتور فرعی در نوسانات قیمت لحاظ می شوند.

نکته۱: رنگ کندل ها گاهی با رنگهای دیگر هم نمایش داده می شود. مثلا رنگ سفید به جای سبز و رنگ مشکی به جای رنگ قرمز.

نکته۲: نمودارهای شمعی اخطارهای بسیار مفیدی را مهیا می کنند اما قیمت هدف را مشخص نمی کنند. روش های دیگری برای محاسبه قیمت وجود دارد مانند سطوح حمایت و مقاومت.

OHLC

انواع روش های تکنیکال:

  1. Price Action: روش نمودار قیمت
  2. Patterns: روش چارتیست ها
  3. Indicators: روش نمودار شاخص

پرایس اکشن (Price Action):

یکی از شیوه‌های معامله‌گری است که تنها داده‌های قیمت را مبنای تحلیل قرار می‌دهد تا تریدر نقاط ورود و خروج را شناسایی کند. در این روش از هیچگونه اندیکاتوری استفاده نمی‌شود و تمامی تحلیل‌ها بر روی نمودار قیمتی ساده‌ای انجام می‌شود. این تکنیک به معامله‌گران اجازه می‌دهد تا حرکات زنده و واقعی قیمت را دنبال کنند و حواسشان به اندیکاتورهایی که معمولاً از قیمت جا می‌مانند، پرت نشود.

انواع الگوهای بدنه در کندل استیک:

هر یک از این کندل هایی که شکل می گیرد یک معنی دارد. در ادامه چند مورد از معروفترین الگوها را معرفی می کنیم:

چکش صعودی به چکش تاکوری (Hammer) معروف است. این چکش در روندهای نزولی مشاهده می شود و نشان دهنده قدرت زیاد در بازگشت است.

چکش نزولی به دارآویز (Hanging Man) معروف است. است. این چکش در روندهای صعودی مشاهده می شود و نشان دهنده قدرت زیاد در بازگشت و ریزش قیمت ها است.

الگوی رسوخگر، نافذ یا سوزنی (Piercing Line) دلالت بر افزایشی بودن دارد.

الگوی پوشاننده صعودی اگر پس از یک روند افزایشی رخ دهد کاهشی خواهد بود. شرایط تایید، بدنه کندل است و طول سایه ها اهمیتی ندارد.

ستاره بامداد یا صبحگاهی (Morning Star) یک الگوی افزایشی است که یک کف احتمالی را نشان می دهد. ستاره می تواند صعودی یا نزولی باشد.

ستاره شامگاهی یا عصرگاهی یک الگوی کاهشی است که یک سقف احتمالی را نشان می دهد و می تواند صعودی یا نزولی باشد.

هارمی یا آبستن (Harami) یک الگو کاهش جنبش است و می تواند صعودی یا نزولی باشد.

ستاره دوجی (Doji Star) نشان دهنده تردید بازار است.

body-patterns-in-candle-stick

آرایش یا الگوها (Patterns):

زمانی وجود دارد که بازار مستقیم یا خنثی حرکت می کند. این بخش از نمودارها یعنی بخشی که بازار راکد می باشد و در حقیقت قیمت فعالیت چندانی انجام نمی دهد بخش مهمی از نمودارهاست.

نکته بسیار مهم این است که تغییرات اصلی در روندها، احتیاج به یک دوره انتقال دارند. مطالعه این دوره های زمانی انتقال و پیش بینی آنها ما را به سمت مبحثی به نام الگوهای قیمت هدایت می کنند.

الگوهای قیمت به دو  گروه عمده تقسیم می شوند:

  1. الگوهای برگشتی قیمت: آرایش سروشانه (Head & Shoulders)، آرایش سروشانه معکوس (Inverted Head & Shoulders)، آرایش دوقلو (سقف دو قلو Double Top)، آرایش دو دره (دوکف Double Bottom)، آرایش وی (V)، آرایش قوسی پایین و بالا و…
  2. الگوهای ادامه روند: آرایش پرچم (Flag)، آرایش های مثلثی (Triangle)، آرایش مستطیل (Rectangle)، آرایش کنج

نکته: حجم معامله نقش مهمی را در تایید الگوها بازی می کند.

Head & Shoulders

خطوط حمایت (Support Line) و مقاومت (Resistance Line):

خط مقاومت خطی است که در مقابل افزایش قیمت از خود مقاومت نشان می دهد و شکست آن نویدی جهت افزایش بیشتر قیمت است.

خط حمایت خطی است که از قیمت، جهت جلوگیری از کاهش بیشتر حمایت می کند و شکست آن نشان دهنده کاهش بیشتر قیمت است.

 

نکته ۱: نفوذ بیشتر از ۳% قیمت پایانی آنطرف خط روند و بسته شدن قیمت دو کندل آنطرف خط می تواند تاییدی بر شکست خط روند باشد.

نکته۲: پس از شکست خط مقاومت، این خط تبدیل به خط حمایت می گردد و بالعکس پس از شکست خط حمایت این خط تبدیل به خط مقاومت می گردد.

خطوط حمایت و مقاومت

اندیکاتور (Indicator) چیست؟

اندیکاتورها توابع ریاضی هستند که براساس فرمولهای خاص در جهت تحلیل بازار بوسیله ابزارهای گرافیکی ترسیم و مورد استفاده قرار می گیرند. داده های ورودی در اندیکاتورها براساس تعدادی از بازه های قبلی تغییرات قیمت وارد می شود. در هر بازه زمانی اطلاعات قیمت آغاز (open) پایان (close) سقف (high) کف (low) و یا تعدادی از مجموع این اطلاعات مورد استفاده قرار می گیرد.

استفاده از اندیکاتورها:

برای استفاده از اندیکاتورها در بازار مالی براساس تغییرات گذشته قیمت، سه استفاده کلی می شود:

  1. اندیکاتورها در زمان های خاص براساس شرایط شکل گرفته روی آنها، قبل از تغییرات روند یا همزمان با چرخش روند در بازار علائم بازگشت روند را نشان می دهند. از این رو یکی از مهم ترین استفاده ها از اندیکاتورها برای تعیین هشدارهای مناسب تغییر روند و جهت حرکت قیمت است.
  2. یکی دیگر از استفاده های اندیکاتورها برای پیش بینی قیمت ورودی مناسب است. معمولا اندیکاتورهای کمی هستند که برای پیش بینی قیمت ورودی و در عین حال جهت درست، مناسب معامله گری باشند.
  3. از مهمترین استفاده هایی که از اندیکاتورها می شود برای تایید گرفتن تشخیص درست روند یا جهت است. این روش استفاده از اندیکاتورها معمولا زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که تحلیل گر براساس داده های تکنیکی یا بنیادی جهت و قیمت ورودی مناسب در بازار را پیش بینی کرده است و از اندیکاتور برای تایید گرفتن استفاده می کند.

انواع اندیکاتور از لحاظ نوع حرکت و رفتار:

  1. Leading Indicators: اندیکاتورهای پیشرو معمولا همراه با نوسانات قیمت هشدار و پیش بینی را اعلام می کنند. اندیکاتورهای پیشرو، اغلب موارد سیگنال های بیشتری نسبت به اندیکاتورهای تاخیری ایجاد می کنند و به همین جهت احتمال خطا در آنها بیشتر است.
  2. Lagging Indicators: اندیکاتورهای تاخیری معمولا با تاخیر پس از حرکت قیمت و جابه جایی بازار هشدار و پیش بینی لازم را ارائه می دهند. اندیکاتورهای تاخیری با اینکه سیگنالهای کمتری ایجاد می کنند اما به خاطر اینکه قیمت حرکت اصلی خود را در بازار انجام داده و سپس این اندیکاتورها سیگنال می دهند معمولا تاخیر آنها باعث از دست رفتن موقعیت مناسب ورود می شود. ایراد دیگر اندیکاتورهای تاخیری سیگنال های اشتباه آنها در روندهای رو به جلو است. این دسته از اندیکاتورها معمولا برای بازارهای رونددار کاربرد دارند.

انواع اندیکاتورها

۱. اندیکاتورهای روندی (Trend Indicators)

اندیکاتورها ابزارهایی برای شناسایی روند هستند. این نوع پیش بینی نمی کند بلکه نوسانات را دنبال می کند و براساس تاریخچه نوسانات گذشته کار می کند.

انواع آن:

  • Moving Average
  • Average Directional Movement Index (ADX)
  • Bolinger Bands

۲. نوسانگر نماها (Oscillators)

اسیلیتورها ابزاری برای تشخیص روند جاری و محدوده بیش خرید و بیش فروش هستند. اسیلیتور از قیمت جلوتر حرکت می کند و برای پیش بینی استفاده می شود. اسیلیتورها خود به دو دسته Banded و Centered تقسیم بندی می شود.

انواع آن:

  • Moving Average Convergence Divergence (MACD)
  • Relative Strength Index (RSI)
  • Stochastic
  • Commodity Channel Index (CCI)
  • MOMENTUM

۳. اندیکاتورهای حجمی (Volume Indicators)

برای تشخیص حجم معاملات استفاده می شود و از برآیند تعداد پوینتهای نوسانات استفاده می کند. این دسته ار اندیکاتورها در بازار تبادلات ارزی کاربرد چندانی به واسطه اهمیت نداشتن حجم ندارند.

انواع آن:

  • On Balance Volume (OBV)
  • Money Flow Index (MFI)

۴. اندیکاتورهای بیل ویلیامز (Bill William’s Indicator)

بیل ویلیامز توانست از تلفیق جنبه های روانی بازار و تئوری بی نظمی روش جدیدی را برای تحلیل ابداع کند. او چنین عنوان کرد که نتایج مورد انتظار یک فرد از معامله یا سرمایه گذاری بوسیله عوامل روانی فرد تعیین می شود. از اینرو کسی می تواند یک معامله گر خوب باشد و بطور مداوم به سود خود بیفزاید که بتواند به نظم نهفته در حرکات اتفاقی و به ظاهر غیرقابل پیش بینی بازار پی ببرد.

در نتیجه دو جنبه مهم در هر معامله خودآگاهی و دوم شناخت ساختار بازار می باشد و از نظر او اگر ساختار بازار خوب درک شود بدست آوردن سود آسان است. بدین منظور باید از حقایق درونی بازار که به آن ابعاد بازار گفته می شود آگاه شویم.

انواع آن:

  • اندیکاتور تمساح یا جهت یاب Alligator
  • چرخش ها Fractals
  • اسیلاتور مرموز Awesome Oscillator
  • اسیلاتور افزایش/کاهش شتاب Acceleration/Deceleration Oscillator

میانگین موزون Moving Average

این اندیکاتور از نوع تاخیری و مناسب بازارهای دارای روند است. در این روش میانگین چند روز متوالی گرفته می شود و نقاط بدست آمده به هم متصل می شود در نتیجه از شدت نوسانات که ممکن است به دلایل کاذب ایجاد شده باشد کاسته می شود.

در این روش قیمت زیر نمودار بدست آمده فرصت خرید و بالای آن زمان فروش است.

گاهی از ترکیب چند میانگین موزون با روزهای متفاوت استفاده می شود مثلا اگر میانگین ۵ یا ۱۰ روزه، میانگین ۲۰ یا ۵۰ روزه را قطع کند و رو به بالا باشد سیگنال خرید و اگر رو به پایین باشد سیگنال فروش است.

هر چقدر دوره زمانی طولانی تر انتخاب شود حساسیت میانگین متحرک نسبت به تغییرات قیمت کمتر می شود تا آنجا که یک میانگین متحرک خیلی بزرگ از بازار عقب می افتد. از طرفی هرچقدر دوره زمانی کوتاه تر انتخاب شود سیگنالهای اشتباه بیشتری به دلیل افزایش حساسیت میانگین متحرک دریافت می شود در حالی که روند حرکت موج تغییری نخواهد کرد.

در محاسبه میانگین موزون علاوه بر تعداد روزها ممکن است مقادیر هم در یک عدد ضرب شوند. از این جهت نیز انواع مختلفی دارند:

  • ساده (Simple): به داده ها، وزن مساوی می دهند
  • نمایی (Exponential) و وزنی (Linear Weighted): که به داده های جدید وزن بیشتری می دهند
  • مثلثی (Tringlular): به داده های وسط سری، وزن بیشتری می دهند
moving average

Average Directional Movement Index (ADX)

این اندیکاتور میانگین جهت یاب و برای تشخیص قدرت بازار و اینکه بازار رونددار هست یا خیر استفاده می شود.

براساس این اندیکاتور ابتدا مشخص می کنیم که روند نزولی، صعودی و یا رو به جلو است.

نشانگر ADX شامل دو جهت مخالف DI+ و DI- و خط ADX است که DI+ و DI- در خلاف جهت یکدیگر حرکت می کنند و ADX نیز تفاوت این دو را نشان می دهد. هر چقدر DI+ و DI- واگرایی بیشتری داشته باشند مقدار ADX نیز بزرگتر است. نقاط تقاطع DI+ و DI-  را می توان مکان ارائه سیگنال در نظر گرفت.

تقسیم بندی آن بصورت ۰، ۲۰، ۴۰، ۶۰و ۱۰۰ است. مقادیر پایین تر از ۲۰ روندهای ضعیف و مقادیر بالاتر از ۴۰ روندهای قوی (صعودی یا نزولی) است.

ADX

نوار بویلینگر Bolinger Bands

نوارهای بولینگر دامنه انتظارات معامله گران را نمایش می دهند و چنانچه قیمتها از این نوارها خارج شوند تمایل دارند به درون آنها باز گردند.

نوارهای بولینگر بسیار قابل اطمینان است. در این اندیکاتور دو نمودار ایجاد می شود که قیمت ها در بازه بین این دو نوار نوسان می کنند.

درصورتی که نوارها به هم نزدیک شوند بازار بی حرکت و اگر دور شوند بازار دارای حرکت است.

کاربرد باندهای بولینگر:

  1. بخش عمده نوسانات قیمت (۹۵%) در فاصله بین دو باند است.
  2. فاصله نوارها در موقعیت های بازار پرنوسان، بیشتر می شود.
  3. میانگین متحرک ۱۰ روزه برای کوتاه مدت و ۲۰ روزه برای میان مدت استفاده می شود (پیشنهاد آقای بولینگر برای دوره های میانگین متحرک عدد ۲۰ است).
  4. هنگامی که فاصله دو نوار زیاد شود پایان روند جاری و وقتی که فاصله کم شود علامت آغاز روند جدید است.
  5. اگر قیمت به نوار بالایی/پایینی حرکت کند و باند وسطی را قطع کند نوار پایینی/بالایی هدف قیمت است.
bollinger-bands

Moving Average Convergence Divergence (MACD)

ﻣﺤﺒﻮب ﺗﺮﯾﻦ اﻧﺪﯾﮑﺎﺗﻮر در ﺑﯿﻦ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮔﺮان ﺗﮑﻨﯿﮑﺎل اﺳﺖ ﮐﻪ از اﺧﺘﻼف ﺑﯿﻦ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﻣﺘﺤﺮک ﻫﺎی ﺑﺎ دوره زﻣﺎﻧﯽ ﻣﺨﺘﻠﻒ (دوره های ۹، ۱۲ و ۲۶ روزه) ﺗﺮﺳﯿﻢ و ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽ ﺷﻮد.

هیستوگرام MACD ﺷﺎﻣﻞ ﻣﯿﻠﻪ ﻫﺎی ﻋﻤﻮدی اﺳﺖ ﮐﻪ از اﺧﺘﻼف ﺑﯿﻦ ﺧﻄوط MACD به دست می آید. ﺳﯿﮕﻨﺎل ﻫﺎی ﻓﺮوش زﻣﺎﻧﯽ رخ ﻣﯽ دﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﻂ ﺗﻨﺪﺗﺮ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺧﻂ ﮐﻨﺪﺗﺮ ﻋﺒﻮر ﮐﻨﺪ.

زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﻄﻮط MACD در ﺗﺮاز ﻣﺜﺒﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻫﯿﺴﺘﻮﮔﺮام در ﺑﺎﻻی ﺧﻂ ﺻﻔﺮ ﻗﺮار ﻣﯽ ﮔﯿﺮد و ﺑﺎﻟﻌﮑﺲ زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﺴﺘﻮﮔﺮام در ﺑﺎﻻی ﺧﻂ ﺻﻔﺮ ﺧﻮدش ﻗﺮار ﻣﯽ ﮔﯿﺮد، اﻣﺎ ﺷﺮوع ﺑﻪ ﮐﺎﻫﺶ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، روﻧﺪ ﺻﻌﻮدی در ﺣﺎل ﺗﻀﻌﯿﻒ اﺳﺖ،

همچنین زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﺴﺘﻮﮔﺮام در زﯾﺮ ﺧﻂ ﺻﻔﺮ ﻗﺮار دارد و ﺷﺮوع ﺑﻪ ﺑﺎﻻرﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺧﻂ ﺻﻔﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، روﻧﺪ ﻧﺰوﻟﯽ در ﺣﺎل از دﺳﺖ دادن ﭘﺘﺎﻧﺴﯿﻠﺶ اﺳﺖ.

خط صفر نقش اسیلاتور را دارد. زمانیکه این خطوط تا حد زیادی در بالای خط صفر فاصله می گیرند نشان دهنده شرایط خرید هیجانی و برعکس آن یعنی فاصله گرفتن در جهت منفی نشان دهنده فروش هیجانی در بازار است.

MACD

شاخص قدرت نسبی  Relative Strength Index (RSI)

این اندیکاتور از محبوبترین اندیکاتورهای تکنیکی در بین اکثر تحلیلگران است. از این رو شاخص قدرت نسبی نام گرفته که قدرت تغییرات قیمتهای اخیر بسته شدن را با مقادیر پیشبینی از دوره های قبلی اندازه گرفته و آن را تبدیل به عددی می کند که همواره بین ۰ تا ۱۰۰ است. اگر به عدد ۷۰ برسد قیمت در وضعیت اشباع خرید (over bought) است و عدد ۳۰ نیز به معنی در کف بودن سهم است.

سیگنال خرید:

  1. اگر عدد زیر ۳۰ باشد و تشکیل کف دوگانه (ناقص) بدهد.
  2. اگر نمودار قیمت تشکیل کف دهد ولی اندیکاتور نتواند این الگو را تشکیل دهد.
  3. اگر خطوط روند در نمودار قیمت و اندیکاتور رو به بالا شکسته شود.
  4. حرکت اندیکاتور به بالای خط ۵۰ اخطار تاییدی برای خرید می باشد.
  5. واگرایی صعودی سیگنال خرید می باشد (مهمترین سیگنال)
  6. در زمان بازار بدون روند بهترین زمان خرید حرکت از زیر عدد ۳۰ به بالا می باشد (از منطقه اشباع فروش خارج شود)

سیگنال فروش:

  1. اگر عدد بالای ۷۰ باشد و تشکیل سقف دوگانه (ناقص) بدهد.
  2. اگر نمودار قیمت تشکیل سقف دهد ولی اندیکاتور نتواند این الگو را تشکیل دهد.
  3. اگر خطوط روند در نمودار قیمت و اندیکاتور رو به پایین شکسته شود.
  4. حرکت اندیکاتور به زیر خط ۵۰ اخطار تاییدی برای فروش می باشد.
  5. واگرایی نزولی سیگنال فروش می باشد (مهمترین سیگنال)
  6. در زمان بازار بدون روند بهترین زمان فروش حرکت از بالای عدد ۷۰ به پایین می باشد (از منطقه اشباع خرید خارج شود)
RSI

استوکاستیک Stochastic

این اندیکاتور از ﻧﻮع ﻧﻮﺳﺎﻧﮕﺮﻫﺎیی اﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺮﻋﺖ و ﺷﺘﺎب ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻗﯿﻤﺖ را اﻧﺪازه ﮔﯿﺮی ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. گسترش این اندیکاتور نشان‌دهنده قدرت قیمت بوده و هرچه محدودتر و باریک‌تر باشد، کاهش حرکت را شاهد خواهیم بود.

ﻣﯽ ﺗﻮان از آن ﺑﺮای ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﺗﻐﯿﯿﺮ روﻧﺪ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ و ﯾﺎ ﻣﺸﺨﺺ ﮐﺮدن زﻣﺎن بیش ﺧﺮﯾﺪ و بیش ﻓﺮوش ﺷﺪن ﯾﮏ ﺳﻬﻢ ﮐﻤﮏ ﮔﺮﻓﺖ. و بر این پایه ﺑﻨﺎ ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎی ﭘﺎﯾﺎنی در ﺣﺎﻟﺖ  اﻓﺰاﯾشی ﺗﻤﺎﯾﻞ دارﻧﺪ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﻗﯿﻤﺖ دور ﺑﺮوﻧﺪ (و ﺑﻠﻌﮑﺲ)

برای رسم آن دو خط D% و K% را ترسیم می کنند. اکثر اخطارهای خرید و فروش را خط D% صادر می کند. مهمترین اخطار قابل رویت حالت واگرایی بین این خط و خط قیمت در حالتی که خط وارد مرزهای خرید و فروش هیجانی شده است (۲۰-۸۰) می باشد.

۲۰ درﺻﺪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺑﯿﺶ ﻓﺮوش ﺷﺪن ﻧﻤﺎد و اﺣﺘﻤﺎل اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ اﺳﺖ. هرچه ﻣﺪت ﺑﯿﺸﺘﺮی در ﻣﺤﺪوده ﺑﯿﺶ ﻓﺮوش (زیر ۲۰ درصد) ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﺪ اﺣﺘﻤﺎل ﺗﻐﯿﯿﺮ روﻧﺪ ﻧﺰوﻟﯽ ﺑﺎزار و درﻧﺘﯿﺠﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽ شد.

ورود به محدوده ۸۰ درﺻﺪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺑﯿﺶ ﺧﺮﯾﺪ ﺷﺪن ﻧﻤﺎد و اﺣﺘﻤﺎل ﮐﺎﻫﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺎ اﺳﺖ.

نکته: با ترکیب اندیکاتور استوکاستیک ۱۴ هفته ای و اندیکاتور RSI درصورتی که هر دو اخطار خروج از بازار و خرید و فروش هیجانی را صادر کنند بهترین اخطار است.

stochastic

شاخص کانال بازار  Commodity Channel Index (CCI)

اندیکاتور شاخص کانال بازار برای تشخیص روند و میزان قدرت روند می باشد.

اﯾﻦ ﺷﺎﺧﺺ اﻧﺤﺮاف ﻗﯿﻤﺖ از ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﻣﺘﻐﯿﺮ آﻣﺎری ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﻣﺤﺪوده ﺗﻐﯿﯿﺮات اﯾﻦ ﺷﺎﺧﺺ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺑﯿﻦ  ۱۰۰- تا ۱۰۰+ است.

زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ اﯾﻦ ﺷﺎﺧﺺ از پایین ۱۰۰+ را ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺑﺎﻻ ﻗﻄﻊ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﻋﻼﻣﺖ ﺧﺮﯾﺪ و ﻫﺮﮔﺎه از ﺑﺎلا ۱۰۰- را ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻗﻄﻊ ﮐﻨﺪ، ﻋﻼﻣﺖ ﻓﺮوش اﺳﺖ.

ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﮔﺮان ﺗﮑﻨﯿﮑﯽ از اﯾﻦ ﺷﺎﺧﺺ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻧﻘﺎط ﺧﺮﯾﺪ و ﻓﺮوش  ﻫﯿﺠﺎﻧﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽ ﮐنند. این اندیکاتور همراه  و همزمان با تغییرات قیمت سیگنال ارائه می دهد و پس از جابه جایی قیمت، تصحیح انجام نمی دهد.

نکته:

ﯾﮏ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﻣﺘﺤﺮک ۲۰ روزه ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﻣﺒﻨﺎ ﺑﺮای ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽ ﺷﻮد.

اﮔﺮ ﺑﺎزار روﻧﺪ دار ﺑﻮد ازﺳﯿﮕﻨﺎل ﻣﻨﺎﻃﻖ اﺷﺒﺎع ﺧﺮﯾﺪ و ﻓﺮوش اﺳﺘﻔﺎده ﻧﺸﻮد.

اﮔﺮ ﺷﯿﺐ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﻣﺘﺤﺮک ﮐﻢ و ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ ﺻﻔﺮ ﺑﻮد  ﺑﺎزار ﺑﺪون روﻧﺪ اﺳت.

CCI

ضرب آﻫﻨﮓ MOMENTUM

ﻧﻤﺎﮔﺮ ﻣﻮﻣﻨﺘﻮم در ﯾﮏ ﻣﺤﻮر اﻓﻘﯽ ﺑﯿﻦ ﯾﮏ ﻣﻘﺪار ﺣﺪاﻗﻞ و ﺣﺪاﮐﺜﺮ در ﻧﻮﺳﺎن اﺳﺖ. ﻗﺪرت ﺣﺮﮐﺖ ﮔﺮاﯾﺸﯽ ﻗﯿﻤﺖ را در ﺑﺎزار، اﻧﺪازه ﮔﯿﺮی ﻣﯽ ﮐﻨﺪ و واﺣﺪ آن ﺑﺮ ﺣﺴﺐ درﺻﺪ است.

ﻣﺒﻨﺎی ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺗﯽ در اﯾﻦ ﻧﻤﺎﮔﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪن اﺳت.

momentum

حجم تعادلی On Balance Volume (OBV)

ساده ترین و معروفترین اندیکاتور حجم می باشد. از طریق شاخص حجم معاملات و حرکتهای قیمت سعی در تعیین سطوح تجمع یا تقاضا و توزیع یا عرضه دارد.

در تفسیر این شاخص شیب و جهت اهمیت دارد نه مقادیر عددی.

OBV در یک روند صعودی است زمانیکه هر قله جدید بالاتر از قله قبلی باشد و هر دره جدید بالاتر از دره قله قبلی باشد. به همین ترتیب OBV در یک روند نزولی است زمانیکه هر قله  متوالی پایین تر از قله قبلی باشد و هر دره متوالی بالاتر از دره قبل از خودش باشد. وقتیکه OBV در یک روند خنثی قرار گرفته باشد و بالاها و پایین های متوالی تشکیل نمی دهد، در یک روند مشکوک قرار گرفته است.

 

نکته:

اگر یک افزایش قیمت توسط افزایش اندیکاتور تایید شود به معنای تقویت روند صعودی است.

اگر یک کاهش قیمت توسط کاهش اندیکاتور تایید شود به معنای تقویت روند نزولی است.

واگرایی صعودی و واگرایی نزولی به ترتیب بیانگر ضعف در روند صعودی و نزولی است.

OBV

شاخص جریان نقدی Money Flow Index (MFI)

این شاخص جریان ورودی یا خروجی برای خرید یا فروش سهم را نشان می دهد.

اگر این شاخص بالای ۸۰ باشد در واقع سهم در منطقه اشباع خرید قرار دارد و زمانی که شاخص کمتر از ۲۰ است، سهم در منطقه اشباع فروش واقع است. شاخص جریان پول، شاخص لحظه ای است که قدرت جریان ورود و خروج پول به اوراق بهادار را اندازه می گیرد. این شاخص با شاخص RSI در ارتباط است با این تفاوت که RSI سقف قیمتها را شامل می شود، ولی شاخص جریان پول، حجم را به حساب می آورد.

اگر قیمت واقعی امروز از قیمت واقعی دیروز بیشتر باشد، این امر جریان پول مثبت و چنانچه قیمت امروز کمتر از قیمت دیروز باشد، جریان پول منفی در نظر گرفته می شود. جریان پولی مثبت، مجموع پولهای مثبت در طول تعداد دوره های مشخص است و جریان پول منفی مجموع پولهای منفی در طول تعداد دوره های مشخص می باشد.

MFI

اندیکاتور تمساح Alligator

تمساح اندیکاتوری است که برای نشان دادن فقدان، جهت یا شکل گیری یک روند طراحی شده است. ییل ویلیامز به رفتار تمساح به عنوان یک تمثیل برای رفتار بازار نگاه می کرد. به این ترتیب که به محض بیدار شدن تمساح، زمان ساکت به زمان شکار تبدیل می شود و پس از پایان تغذیه برای خوابیدن برمی گردد. تمساح هرچه بیشتر بخوابد، گرسنه تر می شود و حرکت بازار قوی تر خواهد بود.

این شاخص با سه خط میانگین در دوره های زمانی ۱۳، ۸ و ۵ تقسیم بندی می شود که به ترتیب توسط نوارهای ۸، ۵ و ۳ به آینده انتقال پیدا می کند:

  • آرواره تمساح: قیمت میانگین ۱۳ و ۸ (JAW) رنگ آبی
  • دندان های تمساح: قیمت میانگین ۸ و ۵ (Teeth) رنگ قرمز
  • لب های تمساح: قیمت میانگین ۵ و ۳ (Lips) رنگ سبز
alligator

چرخش ها Fractals

بیل عنوان کرد بهتر است پیش از وقوع اولین چرخش معامله نکنید.

فراکتال ها شاخصی است برای مشخص کردن اوج ها و فرودهای نمودار در مواقعی که حرکت قیمت متوقف و یا وارونه شده است. این نقاط برگشتی به ترتیب اوج ها و فرودها نامیده می شود.

چرخش ها از یک گروه حدود پنج میله ای تشکیل می شود که دو تای اولی آنها بطور موفق صعود کرده (یا سقوط) و دو تای آخری پایین آمده اند (یا صعود کرده اند) و یکی در وسط بیشترین صعود (یا سقوط) را دارد که در مجموع یک گروه را تشکیل می دهند.

برای ترسیم، خرید یک پیکان رو به بالا و فروش، یک پیکان رو به پایین است.

Fractals

اسیلاتور مرموز (AO) Awesome Oscillator

نوسانگر مرموز جنبش بازار را تعیین می کند. یک اندیکاتور شتاب حرکت که تغییرات دقیق در نیروی محرک بازار را بازتاب می دهد و به تشخیص قدرت روند برای رسیدن به حداکثر نقاط شکل یافتن یا اصلاح کمک می کند.

این اسیلاتور دارای سه حالت خرید یا بعبارت دیگر سه راه برای شناسایی فرصت خرید و همچنین سه حالت فروش یا بعبارت دیگر سه راه برای شناسایی فرصت فروش است.

Awesome-Oscillator

سه حالت سیگنال خرید اسیلاتور Awesome:

۱ – سیگنال خرید محدبی Saucer
در صورتی که نمودار AO بالای خط تراز صفر باشد تنها سیگنال شکل گرفتنی سیگنال محدبی خواهد بود.
این سیگنال زمانی صادر می شود که میله های هیستوگرام از جهت نزولی با میله های به رنگ قرمز به سمت صعودی تغییر جهت دهند و یک حفره روی هیستوگرام پدید آید. قیمت مناسب ورود یکه پیپ یا واحد بالاتر از بالاترین قیمت اولین میله به رنگ سبز هست .

۲ – سیگنال خرید کراس Cross
این سیگنال زمانی صادر می شود که میله های هیستوگرام زیر تراز صفر است و در حال قطع کردن تراز صفر از پایین به بالا هستند و میله های قطع کننده سبز رنگ هستند . در این حالت سفارش خرید باید یک پیپ یا بعبارت دیگر یک واحد قیمت , بالاتر از بالاترین قیمت میله هیستوگرام هم تراز با میله هیستوگرام قرار گیرد .

۳ – سیگنال خرید دو کف Twin Peak
سیگنال دو کف تنها سیگنال خرید اسیلاتور AO است که در زیر خط صفر تشکیل می شود و آن هنگامی است که هیستوگرام در ناحیه زیر تراز صفر دو کف داشته باشد که کف دوم پایین تر از کف اول و به خط صفر نزدیک تر باشد. از نکات مهم این هست که میله های بین این دو کف حتما باید در تمام شکل گیری دو کف زیر خط صفر باشند .
حال اگر میله های کف دوم به رنگ سبز باشند و در حال نزدیک شدن به خط صفر و قطع کردن آن به سمت بالا باشند می توان یک پیپ یا واحد بالاتر از بالاترین قیمت همتراز با اولین میله سبز کف دوم هیستوگرام را سیگنال خرید قرار داد.

 

سه حالت سیگنال فروش اسیلاتور Awesome:

۱ – سیگنال فروش saucer
سیگنال فروش saucer دقیقا برعکس سیگنال خرید آن است . این سیگنال زمانی اتفاق می افتد که میله های هیستوگرام در زیر تراز صفر از حالت سبز رنگ صعودی به حالت قرمز رنگ نزولی تغییر حالت دهند . در این حالت یک پیپ یا واحد قیمت پایین تر از پایین ترین میله قیمت نمودار قیمت همتراز با اولین میله قرمز هیستوگرام سیگنال فروش قرار خواهد گرفت .

۲ – سیگنال فروش Cross
در این حالت زمانی که میله های هیستوگرام تراز صفر را از بالا به پایین قطع کنند , آنگاه یک پیپ یا واحد قیمت پایین تر از پایین ترین میله قیمت متقاطع با اولین میله قرمز قرار گرفته در زیر خط صفر سیگنال فروش خواهد بود .

۳ – سیگنال فروش دو سقف Twin Peak
سیگنال فروش دو سقف Twin Peak زمانی صادر می شود که دو سقف در بالای تراز صفر توسط میله های هیستوگرام اسیلاتور شکل گرفته است که سقف آخر پایین تر از سقف قبلی قرار گرفته است . در این حالت یک پیپ یا واحد قیمت پایین تر از پایین ترین قیمت میله متقاطع با اولین میله قرمز میل کننده به سمت خط صفر سقف دوم سیگنال فروش خواهد بود .

 

نکته۱: دقت کنید که همه سیگنال های فروش اسیلاتور Awesome هنگام قرمز بودن میله هیستوگرام و همه سیگنال های خرید اسیلاتور هنگام سبز بودن میله هیستوگرام صادر می شوند .

نکته۲: این اسیلاتور حتما همراه با اندیکاتور Alligator به کار گرفته شود و چنانچه اندیکاتور الیگیتور نشاندهنده موقعیت خرید و یا فروش هست , اگر سیگنال های اسیلاتور AO هم بررسی شود به موفقیت معامله کمک فوق العاده ای می شود.

نکته۳: دقت شود که سیگنال های خرید بیرون از دهان الیگیتور و بالای آن و سیگنال های فروش هم بیرون دهان الیگیتور و پایین آن معتبر هستند.

شاخص افزایش یا کاهش شتاب Acceleration (AC)/Deceleration (DC)

این شاخص نشان دهنده شتاب مثبت و شتاب منفی نیروی پیش برنده کنونی بازار است. قائده عملکردی این اندیکاتور براساس فرضیه سازنده آن، بیل ویلیامز است که طبق آن پیش از تغییر جهت حرکت قیمت از نیروی حرکتی آن کاسته می شود. اسیلاتور Accelerator همانند اسیلاتور اوسوم (Awesome) از میله های هیستوگرام به رنگ های سبز و قرمز تشکیل شده است که بالا و پایین خط تراز صفر حرکت می کنند . رنگ سبز برای میله به معنای بلند تر بودن میله نسبت به میله قبل و رنگ قرمز به معنای کوتاه تر بودن میله از میله قبلی است .

سیگنال خرید:

برای خرید در بالای خط تراز صفر تنها دو میله سبز رنگ کافی است تا سیگنال خرید را یک واحد قیمت (پیپ) در بالاتر از بیشترین قیمت میله دوم قرار دهیم . برای خرید در پایین خط تراز صفر تنها سه میله سبز رنگ پس از آخرین میله قرمز کافی است و سیگنال خرید یک واحد قیمت بالاتر از بیشترین قیمت میله نمودار قیمت همتراز با این میله اسیلاتور است .

سیگنال فروش:

برای فروش در پایین خط تراز صفر تنها دو میله قرمز رنگ کافی است تا سیگنال فروش را یک واحد قیمت (پیپ) پایین تر از کمترین قیمت میله همتراز نمودار قیمت با میله دوم هیستوگرام اسیلاتور قرار دهیم . در بالای خط تراز صفر به سه میله قرمز رنگ برای فروش نیاز هست که در اینصورت سیگنال فروش یک واحد قیمت (پیپ) پایین تر از کمترین قیمت میله نمودار قیمت همتراز با میله سوم هیستوگرام اسیلاتور قرار می گیرد .
Accelerator Oscillator

منبع: کتاب تحلیل تکنیکال بازار سرمایه، جان مورفی